در ستایش یک تیم سازنده؛ از آوای امروز تا پژواک فردا

در ستایش یک تیم سازنده؛ از آوای امروز تا پژواک فردا

در ستایش یک تیم سازنده؛ از آوای امروز تا پژواک فردا

فوتبال زنان ایران سال‌هاست با یک واقعیت تکراری و تلخ روبه‌روست؛ تیم‌هایی که با انگیزه و امید وارد مسابقات می‌شوند، اما پیش از آنکه فرصت ساختن یک مسیر پایدار را پیدا کنند، زیر فشار هزینه‌ها، نبود حامی مالی و بی‌ثباتی مدیریتی از چرخه رقابت کنار می‌روند. در چنین فضایی، صرفِ ادامه دادن یک موفقیت محسوب می‌شود؛ به‌ویژه برای تیمی که نه پشتوانه یک مجموعه صنعتی بزرگ را دارد و نه به منابع ثابت و سازمانی تکیه کرده است.

در این میان، آوا تهران در سال‌های اخیر یکی از نمونه‌های قابل توجه فوتبال زنان ایران بوده است. تیمی که با اتکا به بخش خصوصی، مسیر خود را از لیگ یک آغاز کرد و توانست به لیگ برتر فوتبال زنان برسد. حضور آوا در سطح اول فوتبال زنان، در روزهایی که تهران نماینده‌ای در این سطح نداشت، فقط اضافه شدن یک نام به جدول مسابقات نبود؛ این تیم بخشی از بار حفظ اعتبار پایتخت در فوتبال زنان را هم بر دوش کشید.

اهمیت این تداوم وقتی بیشتر روشن می‌شود که به سرنوشت برخی تیم‌های تهرانی در سال‌های گذشته نگاه کنیم. پیش از آوا، تیم‌هایی مانند آذرخش تهران و بادرود تهران تجربه حضور در لیگ برتر را داشتند، اما نتوانستند این حضور را تثبیت کنند و خیلی زود از سطح اول فوتبال زنان فاصله گرفتند. آوا اما، با وجود فراز و فرودهای فراوان، مسیر متفاوتی را طی کرده است.

این تیم حتی تجربه سقوط را هم پشت سر گذاشته، اما برخلاف بسیاری از نمونه‌های مشابه، چراغ خود را خاموش نکرده است. آوا در سال‌های اخیر توانسته چند فصل پیاپی در فوتبال زنان ایران بماند و در شرایطی که بسیاری از تیم‌ها هر سال با دغدغه تامین بودجه و ادامه فعالیت روبه‌رو هستند، به کار خود ادامه دهد. همین استمرار، در فوتبال زنان ایران یک دستاورد مهم و کم‌سروصداست.

دوام بخش خصوصی؛ موفقیتی که کمتر دیده می‌شود

هر فصل، پیش از شروع لیگ فوتبال زنان، یک پرسش تکراری مطرح می‌شود: کدام تیم‌ها می‌مانند و کدام‌ها حذف می‌شوند؟ کدام باشگاه می‌تواند بودجه فصل را تامین کند؟ کدام حامی در میانه راه کنار می‌کشد؟ و کدام تیم بعد از یک فصل، دیگر جایی در مسابقات نخواهد داشت؟

به‌جز معدود باشگاه‌هایی که پشتوانه مالی و سازمانی محکمی دارند، بسیاری از تیم‌های فوتبال زنان برای ادامه حیات، هر سال باید از نو بجنگند. در چنین شرایطی، اینکه یک مجموعه بتواند بخش خصوصی را به ورود به فوتبال زنان قانع کند و مهم‌تر از آن، چند فصل پیاپی اعتماد آن را حفظ کند، یک موفقیت مدیریتی جدی است.

آوا در چهارمین فصل حضورش در لیگ برتر زنان، فقط یک تیم حاضر در مسابقات نیست؛ این باشگاه نمونه‌ای از این واقعیت است که تیم‌داری خصوصی، با وجود همه دشواری‌های اقتصادی، می‌تواند از یک تصمیم مقطعی فراتر برود. نگه داشتن یک تیم در چنین شرایطی، به‌خصوص در تهران و در فضایی که پیش‌تر تیم‌های زیادی عمر کوتاهی در لیگ برتر داشته‌اند، بخشی مهم از کارنامه آوا محسوب می‌شود.

ممکن است این موفقیت در جدول رده‌بندی دیده نشود، اما برای آینده فوتبال زنان اهمیت دارد. هر تیمی که دوام می‌آورد، هر حامی‌ای که در این مسیر می‌ماند و هر باشگاهی که اجازه نمی‌دهد یک پروژه ورزشی با پایان فصل متوقف شود، در عمل بخشی از خلأ ساختاری فوتبال زنان را جبران می‌کند.

تیمی که با ستاره وارد نمی‌شود

اما شاید مهم‌ترین بخش داستان آوا، نه در دوام مالی آن، بلکه در نقش فنی و انسانی‌اش در فوتبال زنان باشد.

اگر فهرست بازیکنان این تیم را در فصل‌های گذشته مرور کنیم، کمتر با نام‌های پرآوازه، ملی‌پوشان تثبیت‌شده یا ستاره‌های آماده بازار روبه‌رو می‌شویم. آوا معمولا برای نتیجه‌گیری فوری، ترکیب خود را با خریدهای پرسر و صدا نبسته و سراغ نام‌های آماده بازار نرفته است. در عوض، این تیم به بازیکنانی فرصت داده که هنوز آن‌طور که باید دیده نشده‌اند؛ جوانانی که شاید در تیم‌های پرستاره، فرصت بازی، اشتباه، تجربه‌اندوزی و اثبات توانایی‌های خود را پیدا نمی‌کردند.

نتیجه این رویکرد، در پایان هر فصل خودش را نشان داده است. از دل همین فهرست‌های کم‌نام‌ونشان، معمولا یکی دو بازیکن رشد کرده‌اند؛ بازیکنانی که در طول فصل به چهره‌هایی قابل توجه تبدیل شده‌اند و توجه باشگاه‌های بزرگ‌تر را به خود جلب کرده‌اند. آوا در این سال‌ها بیش از آنکه خریدار ستاره باشد، نقش سازنده ستاره را ایفا کرده است.

در این مسیر، نقش شیوا کولیوند به‌عنوان سرمربی، بسیار پررنگ است. او از نسل مربیان جوان فوتبال زنان به شمار می‌رود و با نگاه فنی و به‌روز خود، توانسته بازیکنان کم‌تجربه را به سطحی بالاتر برساند. کولیوند بیش از آنکه یک مربی صرفا نتیجه‌گرا باشد، به رشد تدریجی استعدادها اهمیت می‌دهد و همین نگاه، آوا را به تیمی متفاوت در لیگ برتر تبدیل کرده است.

در سوی دیگر، این روند بدون همراهی مدیریت باشگاه ممکن نبود. در فضایی که بسیاری از باشگاه‌ها با کوچک‌ترین لغزش در جدول به تغییرات عجولانه در کادر فنی رو می‌آورند، آوا به سرمربی خود زمان و امنیت لازم را داده تا بتواند ایده‌هایش را پیاده کند. همین ثبات فنی، یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این باشگاه در فوتبال زنان ایران بوده است.

آوا تهران؛ یکی از تیم‌های سازنده فوتبال زنان ایران

رتبه جدول، همه حقیقت نیست

واقعیت این است که آوا در سال‌های گذشته اغلب در نیمه پایین جدول قرار داشته و حتی تجربه سقوط را هم پشت سر گذاشته است. در برخی فصل‌ها نیز زمان کمی برای بستن تیم وجود داشته؛ شرایطی که از ابتدا هر باشگاهی را در موقعیتی دشوار قرار می‌دهد. این‌ها واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان نادیده گرفت.

اما اگر ارزش یک تیم فقط با رتبه‌اش در جدول سنجیده شود، بخش مهمی از حقیقت فوتبال زنان نادیده گرفته می‌شود. همه تیم‌ها با یک مأموریت وارد لیگ نمی‌شوند. برخی برای قهرمانی و کسب جام می‌آیند، و برخی دیگر نقش متفاوتی دارند؛ ساختن، پرورش دادن و آماده کردن نسل بعدی بازیکنان.

آوا تهران در سال‌های اخیر بیشتر از آنکه تیمی برای درخشش لحظه‌ای باشد، به یک تیم سازنده تبدیل شده است. تیمی که شاید همیشه در صدر جدول نبوده، اما در متن فوتبال زنان ایران نقش مهمی ایفا کرده است. و همین نقش، در شرایط فعلی فوتبال زنان، کمتر از موفقیت‌های ظاهری نیست.

3 دیدگاه دربارهٔ «در ستایش یک تیم سازنده؛ از آوای امروز تا پژواک فردا;

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *